|
برمی گردیم گل نسترن بچینیم ...
|
||
|
شخصی |
در بانک ما حساب خفن افتتا! کند
موسسه مالی و اعتباری ایکس و وای و زد و ...
چه کثافت کاری هایی که این بانکها نمی کنن !
داشتم به این فکر می کردم که:اگه آدم وقتی خسته میشه نبرّه ...اونوقت کم نمیاره...!
(قبول کنیم که هر آدمی یه جای ذهنش خرابی داره دیگه...من که دیگه هیچ...! ضمنا می خواستم اینجا یه شکلک شیطان بزارم...ولی مثل اینکه بلاگفا نداره{یا من بلد نیستم}...)
۲-چوپان گله را به صحرا برد
۳-همه چیز در امن و امان بود ولی چوپان فریاد زد: گرگ...گرگ...
۴-مردم ده با چوب و چماق به سمت تپه دویدند
۵-از گرگ خبری نبود و داشت شب می شد.
۶-همه به خانه برگشتند و خوابیدند
۷-بروید به خط شماره ی ۱!
آیا ما با آن مردم فرق داریم ؟!
|
|