تبليغاتX
برمی گردیم گل نسترن بچینیم ... - چوپان دروغگوز!
 
برمی گردیم گل نسترن بچینیم ...
 
 
شخصی
 
۱-چوپان از خواب بیدار شد.

۲-چوپان گله را به صحرا برد

۳-همه چیز در امن و امان بود ولی چوپان فریاد زد: گرگ...گرگ...

۴-مردم ده با چوب و چماق به سمت تپه دویدند

۵-از گرگ خبری نبود و داشت شب می شد.

۶-همه به خانه برگشتند و خوابیدند

۷-بروید به خط شماره ی ۱!

 

آیا ما با آن مردم  فرق داریم ؟!

 

 |+| نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:8 قبل از ظهر  توسط وحید آل بویه  | 
 
  بالا