|
برمی گردیم گل نسترن بچینیم ...
|
||
|
شخصی |
۲-چوپان گله را به صحرا برد
۳-همه چیز در امن و امان بود ولی چوپان فریاد زد: گرگ...گرگ...
۴-مردم ده با چوب و چماق به سمت تپه دویدند
۵-از گرگ خبری نبود و داشت شب می شد.
۶-همه به خانه برگشتند و خوابیدند
۷-بروید به خط شماره ی ۱!
آیا ما با آن مردم فرق داریم ؟!
|
|